حرفی ندارم جز غصه دل! دلم تنگ است و کتاب تازه ای نخواندم
هرچه کردم این چند روز درس خواندن بود و درس خواندن و آنهم از نوع بدش یعنی خرخونی! پس حتما به من حق میدهید که اینطور غصه دل بگویم و زانوی غم به بغل بگیرم یک ساعت دیگر با یک دیو واحد آزمایشگاه دارم دیوی که به گفته دوستان آمار در بیار! دوسال از من بیشتر سن دارد اما صد سال رذالت بیشتر!
دلم وحشتناک تنگ شده
ای کاش دیگران هم دلشان برای من تنگ میشد